عطا ملك جوينى
42
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
نهاد او مشاهده مىرفت و سكون خان برقرار مىبود ، پادشاهزادگان و نوينان معتبر كه در خدمت بودند برين ثبات كه نبايد نعوذ باللّه چشم زخمى برسد و موجب ندامت و پشيمانى شود انكار مىنمودند ، فايّاك و الأمر الّذى ان توسّعت * * مداخله ضاقت عليك المصادر « 1 » و پيش از آنك دست تلافى در گردن مراد نرسد « 2 » و روى رويّت مسدود شود و وجه مصلحت تاريك و كار چون موى باريك و چشم روشن خرد « 3 » خيره « 4 » و حشم « 5 » دشمن خرد « 6 » چيره « 7 » گردد بر مرد هوشمند واجب و لازم است كه اگر انديشهء روى نمايد تتبّع « 8 » حزم و احتياط فرونگذارد و كار دشمن هرچند ضعيف باشد خوار نشمرد تا اگر گمان برد او « 9 » حقيقت شود از معرّت و غايلهء آن ايمن تواند بود و f . 139 b اگر اصلى نداشته باشد هيچ مضرّت و مفسدت صورت نبندد « 10 » و شرّ آن بهيچكس عايد نشود ، و لا تحقر عزيمة مستكين * * فانّ الجزل يشعل بالدّقاق از راه كياست و دها ابتداى اين كار را برفق و مدارا تلقّى بايد نمود مگر آتش اين فتنه پيش از استعلا انطفائى پذيرد و باد نكباء نكبت پيش از آنك خاك امن و فراغت از عرصهء گيتى ببرد راكد شود و آب حيا كه
--> ( 1 ) ذكره فى الحماسة مع بيت آخر بعده و لم يسمّ قائلهما ، و فيها ايّاك مكان فايّاك و موارده مكان مداخله ( شرح الحماسة للتّبريزى طبع بولاق ج 3 ص 89 ) ، ( 2 ) كذا فى ب د ه ز ، آ ح : برسد ؟ ؟ ؟ ، ج : رسد ، ( 3 ) د ح : خود ، ( 4 ) ح : حيره ، ه : تيره ، ز : متحيّر ، ( 5 ) كذا فى آ ح ، ب ه ز : چشم ، د : خشم ، ج ندارد ، ( 6 ) ح : كمخرد ، د : خود ، ج ندارد ، ( 7 ) كذا فى آ ب ، د ه ز ح : خيره ، ج ندارد ، ( 8 ) كذا فى ب ز ، ح : تتبع ؟ ؟ ؟ ، د : بتع ؟ ؟ ؟ ، آ : بليع ؟ ؟ ؟ ( - بليغ ) و آن نيز درست است ، ج : حزم بليغ ( بجاى « بليغ حزم » كه در آ است ) ، ه ندارد ، ( 9 ) كذا فى ه ، آ ب ج ز : كمان برد و ، ح : كمان ، د ندارد ، ( 10 ) آ : نه بندد ،